قلاب ماهیگیری
22 آبان 1393 توسط كريمي
مردی گرسنه و فقیر از راهی عبور می کرد و با خود می گفت:((خدای من،چرا من باید اینگونه گرسنه باشم. من بنده تو هستم و امروز از تو غذایی می خواهم. تو به من دندان داده ای،نان هم باید بدهی.)) همانطور که با خود در فکر بود به رودخانه ای رسید.او به امواج رودخانه… بیشتر »